آشپزی عسل جونم
سلام و صد تا سلام به همه ی دوستای گل خودم![]()
خوبین دوستای گلم؟
ما هم خیلی خوبیم خدارو شکر.![]()
بذارین براتون از آشپزی عسل جونم بگم که چقدر عاشق این کاره.
احساس بزرگی میکنه.
فداش بشم من.آفرین دختر گلم ![]()
اینم چند تا عکس ناز و جیگر و بامزه از آشپزی عسل جونم:

مامان فدای قد و بالات بشه عسلم که هنوز قدت به گاز نمی رسه و باید رو پنجه وایسی.![]()


اینجا هم که نمک رو اضافه میکنه. دورت بگردم من.

مدل دستارو نگاه کنین تو رو خدا. مثلا پر سبزیجاته

اینجا هم داره صدای گازو در میاره : شششششششششششششششششش


چند پیمونه برنج میخوای نفسم؟

و بالا خرههههههههههههههههههههههههههه

نوش جونت عشقم.
البته از غذای ظهر مونده بود براش.
چون بیرون هم هوس کباب کردو یه دونه کباب رو با یدونه نون کامل خورد دیگه اصلا گرسنش نبود و چیزی نخورد.
خلاصه عسل جونم بزرگترین آرزوی من و بابا اینه که یه بار دست پخت تورو بخوریم.
وای که چه روزی بشه اون روز.
دورت بگردم من دختر گلم. خدارو شکر که خدا مارو قابل دونست و یه فرشته ی ناز و مهربونی مثل تو رو به ما داد.
خدایا شکرت.


آشپزی عسل جونم 
